آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)

26

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)

خداوند بر بندگان و عقل را حجت بين بندگان و خدا معرفى مىكند و نيز روايت 28 . اينها رواياتى هستند كه چندان مورد توجّه مؤلّف قرار نگرفته‌اند ، بخصوص اگر عقل حجت بين خداوند و بندگان باشد و اين امر را كنار اين آيهء قرآن قرار دهيم كه مىفرمايد : لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ . ( نساء : 165 ) اگر انبيا نبودند انسان‌ها بر خداوند حجت داشتند و اين روايت ، به مفاد همين آيه تصريح مىكند و حجيّت عقل را در بين مردم كاملا تثبيت مىنمايد . از سوى ديگر ، آنچه مورد تأكيد و توجه قرار گرفته و گويا در ذهن نويسنده بوده ، اين است كه عقل‌گرايان شيعى جايگاهى براى وحى و رسالت قايل نبودند و اگر بخشى از مسائل به حوزهء وحى و رسالت مربوط شود ، ديگر جايى براى عقل در همهء حوزه‌ها باقى نمىماند . نويسنده در ادامهء همين نگاه ضد عقل‌گرايى خويش ( و نه كلينى ) در ص 309 مىنويسد : در تداوم تمسّك به قواعد فقهى عقل‌گرايانه از سوى ائمّه [ عليهم السّلام ] در دو كتاب نخست اصول كافى ، الهيّات ارائه شده در 212 حديث كتاب « التوحيد » همچنان ويژگى ضد عقل‌گرايى دارند . دقيقا روشن نيست منظور نويسنده چيست . براى نمونه ، به برخى روايات كافى اشاره مىكنيم تا معلوم شود نويسنده از « توحيد » چه چيزى در نظرش بوده كه مدعى است : 212 روايت ويژگى ضد عقل‌گرايى دارند . ابتدا بخشى از عبارت خود ايشان را از صفحه 310 نقل مىكنيم كه مطابق آنچه خود او نقل مىكند ، چه چيزى خصوصيت ضد عقلى دارد و سپس برخى از روايات را نقل مىكنيم . او چنين مىنويسد :